الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
124
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
مىگويند : چنين چيزى اصلا ثابت نشده و جايز نيست يزيد را قاتل و يا صادركنندهء فرمان قتل ، قلمداد كرد تا چه رسد به لعن و نفرين او . بنابراين چنين عمل بزرگى را بدون تحقيق و بررسى نمىتوان به مسلمانى نسبت داد تا اينكه مىگويد . . . اگر گفته شود : آيا جايز است گفته شود خداوند ، قاتل حسين و يا صادركنندهء فرمان قتل او را ، لعنت كند ؟ در پاسخ بايد گفت : آنچه صحيح به نظر مىرسد اين است كه گفته شود : اگر قاتل امام حسين عليه السّلام قبل از توبه مرده است لعنت خدا بر او باد ، زيرا احتمال دارد بعد از توبه مرده باشد و نظير اين را دربارهء حجّاج « 1 » نيز آورده . بنابراين ، كدام ناصبى و دشمن اهل بيت به اين پايه از دشمنى و كينهتوزى رسيده است ؟ به خواست خدا تحقيق و بررسى بيشترى در اين زمينه ارائه خواهد شد . 7 - آنچه را صوفيان از آن خبر مىدهند ، خلاف آن فراوان ظاهر شده است و كرامات و دلايل و براهينى كه بر ولايت خود ابراز مىكنند ، مردود و محكوم به بطلان است چنان كه از گفتههاى بزرگان و سران آنها به خوبى روشن است تا چه رسد به هواداران آنها كه به خواست خدا به بيان برخى از آنها خواهيم پرداخت . بنابراين ، مشخص شده ادعاى كشف آقايان ، محكوم به بطلان و مردود است . 8 - از كسانى كه مدّعى كشفاند خواسته شود به وسيلهء كشف تنها يك مسأله از مسائل مشكل معروف بين علما و دانشمندان و يا اخبار و احاديث و يا كارى نظير آن را به تحقيق و بررسى بپردازند بىآنكه از شخص معيّنى نام برده شود آنگاه ملاحظه خواهيد كرد كه عجز و ناتوانىاش آشكار و ادعايش بهطور يقين محكوم به بطلان است و قطعا قادر بر تحقيق و بررسى كوچكترين مسألهاى نخواهد بود . بنابراين ، عدم صحّت كشف آشكار گشته و سود و بهرهء قابل اعتنايى بر آن ثابت نشده است . 9 - ضرورت دين ، گواه بر بطلان كشف است . بدين معنا كه كشف ، در دين و آئين اسلام از حجيتّى برخوردار نبوده و اتكاء بر آن روا نيست و نبايد در انجام هيچيك از احكام دين ، بدان توجه داشت زيرا ميان اين كشف و ميان وهم و خيال و پندارهاى پست و وسوسههاى شيطانى و خوابهاى آشفتهاى كه فرد بدون مشاهده و انديشه در خواب مىبيند تفاوتى نمىتوان قائل شد . با اينكه اهل كشف خود ، به عدم حجيّت آنها اعتراف
--> ( 1 ) . در نسخهء چاپى نزد ما درمورد حجاج مطلبى يافت نشد بلكه گفته است : نفرين انسانها نيز نزديك به لعن است حتى نفرين بر ستمگران ، مثلا اگر در حق فردى ستمپيشه بگويد : خدا او را به بيمارى مبتلا كند . جملهاى نكوهيده است .